سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

275

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

چنگ زند ، انجام شده باشد ؛ به عبارت ديگر ، خلافت ، مشروعيت نمىيابد ، مگر به انتخاب اوليه مردم و بيعت همه آنان . بنابراين ، از نظر ابو حنيفه خلافت به وصايت نيست ، و كسى كه خود را بر مسلمانان تحميل مىكند ، حتى اگر مردم مطيع او شوند و به خلافت او رضايت دهند ، خليفه نيست ؛ خلافت به انتخاب آزادانه مسلمانان است ، پيش از آن‌كه حاكم عملا آن را عهده‌دار شود . « 1 » اصفهانى روايت‌هاى بسيارى از تأييد ابو حنيفه دربارهء قيام محمد نفس زكيه و برادرش ابراهيم عليه دولت عباسى در عهد منصور نقل مىكند ، اما از شيعى بودن ابو حنيفه به صراحت سخن نمىگويد . از جمله روايت‌هايى كه او مىآورد اين است كه « ابو حنيفه آشكارا در كار ابراهيم فعاليت مىكرد و فتوا مىداد كه مردم همراه او خروج كنند . » « 2 » ابو حنيفه به ابراهيم نامه‌اى نوشت و او را نصيحت كرد كه به كوفه برود ، پس به او گفت : « مخفيانه وارد كوفه شو ، كه كسانى از شيعيان شما كه در آن‌جا ساكن‌اند ، شبانه بر ابو جعفر منصور يورش مىبرند و او را مىكشند يا دستگيرش مىكنند و نزد تو مىآورند . » « 3 » مرحوم استاد احمد امين موضع ابو حنيفه را نسبت به علويان و عباسيان چنين تفسير مىكند و مىگويد : « منصور به اين نتيجه رسيد كه با سرپيچى ابو حنيفه از بر عهده گرفتن امر قضاوت ، « 4 » شايعه‌هايى كه وى را به تشيع منسوب مىكند و اين‌كه او از دولت عباسى ناراضى است ، صحت دارد . البته در فتنه‌اى كه بين علويان و عباسيان روى داد ، ابو حنيفه بيشتر به نفس زكيه و برادرش ابراهيم گرايش داشت و معتقد بود كه محمد به خلافت شايسته‌تر است و بسيارى از علماى آن زمان نيز بر اين رأى بودند . عباسيان براى آزمايش

--> ( 1 ) . ابو زهره ، ابو حنيفه ، ص 165 . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 361 . ( 3 ) . همان ، ص 366 . ( 4 ) . منصور از ابو حنيفه خواست تا از كوفه به بغداد آمده ، امر قضاوت را عهده‌دار شود ، اما ابو حنيفه اين تقاضا را رد كرد . منصور او را سوگند داد كه اين سمت را عهده‌دار شود ، ولى ابو حنيفه سوگند خورد كه آن را قبول نخواهد كرد . ربيع بن يونس ، حاجب منصور ، از ابو حنيفه خواست تا از سوگند خود عدول كند . ابو حنيفه به او گفت : امير مؤمنان به كفاره دادن بر سوگندش تواناتر از من است . ( خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 71 ) .